تبليغاتX
مشق شب

 

رویت هلال ماه نو٬دیدن شماست...

مفاتیح را باز می کنم.

روبه رویت می ایستم.

السلام علیک حضرت ماه...سید خورشید جبین ما!

و عید فطر من آغاز می شود.

 

+ |

 
غرق می شد در میان نیل و آهی می کشید               آن که با دستان خویش از نیل موسی را گرفت
 
 
+ |

 
 
۴واحد ویرایش پاس کردم
 
تا یاد بگیرم
 
 نام شما "گیومه" می خواهد۱
 
به نشانه ی احترام!
 
اما مادرم
 
سالهاست که احترام نام شما را نگه می دارد
 
آنگاه که بعد از هر نماز رو به قبله می ایستد:
 
السلام علیک یا شریک القرآن!
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
۱) برای برجسته کردن نام شخص یا نشانه ی احترام٬ آن نام را داخل "گیومه" می گذارند.
 
+ |

 
 
خم به ابرو نمی آوری...شیخ!
 
و این مرا یاد پدرت می اندازد...
 
که میانه ی چکاچک شمشیرها
 
خم به ابرو نیاورد!
 
 
+ |

 

می خواستم رو به سجود خم شوم.

عفوم کنید

سمت شما خدایی نبود ! 

 

 

+ |

 

این پل را ببین ! 

به من گفته اند از آن که بگذری به لبخند خواهی رسید 

پا هم بر آن گذاشته ام.

اما نه ! 

از ایمانِ جهان٬ نمی شود گذشت.

در همین سمتِ گریه ها خواهم ماند
 
 
+ |

 

طوفان از شاخه های شکسته می پرسد  

که ریشه دار ترین درخت کدام است 

اگر نه

بید را کوچکترین نسیم هم فهمیده است.

 

+ |

 

کجاست؟

کجاست معلم ادبیاتم

تا ببیند به شعر افتاده است شاگردش؟

دلارام!

چشم تو شعر..

چشم تو شاعر است..

من دزد شعر های چشم تو هستم..

 

+ |

 

هر کسی را عاشورایی است

من منتظرم.

منتظر روزی که عاشورای من باشد.

که کربلایی تشنه ی من باشد.

که من از خیمه بیرون بزنم برای آوردن آب!

دلم می خواهد عاشورای من ٬ تو هم باشی.

دلم می خواهد برای تو آب بیاورم.

از خیمه زندگی بیرون بزنم تا سیرابت کنم

من منتظرم.

منتظر عاشورایی که از آن من باشد!

 

+ |

 
 
ای ِقنوت ِشکسته بسته ی من!
 
ربنا آتنا عذاب العشق...
 
 
+ |